تبليغاتX
سرو آزاد

سرو آزاد

عادل چون درخت خرما خواهد شکفت و چون سرو آزاد لبنان نمو خواهد کرد

لطیفه !

 

کریم خان زند را شاهبازی آورده بودند .
 گفت : این مرغ چه کار دارد ؟
گفتند : شکار کبک و کبوتر می کند
گفت : چه می خورد ؟
گفتند : روزی یک مرغ
گفت : رها کنید برود خودش بگیرد خودش بخورد!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 13:4  توسط کیارش یشایائی  | 

به دنبال بزهای کوهی در البرز

عجب سفر پر ماجرائی بود . روز سه شنبه با مجوزی که از طرف اداره ی کل استان تهران صادر شده بود به طرف وارنگه رود حرکت کردیم . بعد از رسیدن به وارنگه رود متوجه شدیم چون مجوز برای اداره ی کرج صادر شده اول باید به کرج می رفتیم . به کرج رفتیم بعد ما را به محیط بانی سد ارجاع دادند و از آنجا به وارنگه رود . روزمان تمام شد . ادامه ی کار را به شنبه موکول کردیم به امید این که برفی هم ببارد و کل ها پایین بیایند که نشد (کل به فتح کاف به معنی بز کوهی نر که شاخ های بلند و زیبائی دارد) . روز شنبه به وارنگه رود رفتیم ٬ مسئول محیط بانی وارنگه رود آقای رضا بها بود از آن محیط بانان قدیمی و مرد کوهستان .روز اول با پسر آقای بها و یک محیط بان دیگر از کنار جاده چند جا کل  دیدیم . آن قدر ارتفاع داشتند که جنازه مان هم به آن ها نمی رسید !  بعد از مدتی البته در جای دیگری تعدادی از آن ها پایین آمدند و توانستیم مقداری فیلمبرداری کنیم . شب را آن جا ماندیم به امید این که صبح زود تعدادی پایین بیایند و فیلمبرداری کنیم که دست خالی هم نماندیم . اما قسمت اصلی سفر از این جا به بعد بود که همراه با دوستان محیط بانمان از وارنگه رود به طرف سوتک حرکت کردیم به امید دیدن کل های کهن . هر چه جلوتر می رفتیم ارتفاع برف بیشتر می شد . نمی دانستم راهپیمائی در برف این قدر از آدم انرژی می گیرد . جای پای گرگ فراوان دیده می شد . جای پای پلنگ هم بود و حتی با وجود این که زمستان بود جای پای خرس هم دیدیم ! آقای رضا بها با وجود سن بالا بدون خستگی راهپیمائی می کرد . هرجا که برف بود حرکت برای من خیلی مشکل می شد . حدود یک ربع مانده به "شیر کمر" از پا افتادم و با یکی از محیط بانان مشغول استراحت شدم . بقیه حرکت کردند و به خاطر احتمال حمله گرگ یکی دیگر از محیط بانان هم بر گشت و به ما ملحق شد که تنها نباشیم . بعد از نیم ساعت آقای رضا بها و همکارمان که با او رفته بود برگشتند و آقای رضا بها گفت بالاتر بوی خون می آید ! رد پای شش گرگ و یک پلنگ را دیده بودند و فضله تازه ی آن ها را . کل و بز ها هم رم خورده بودند و علیرغم اطمینان آقای بها دیدن آن ها میسر نشد و مسیر را باز گشتیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 10:48  توسط کیارش یشایائی  | 

شاهین سرگردان در تهران

آتش‌نشانان پرنده شکاری شاهین را در حوالی میدان انقلاب به دام انداختند.
 
تهران 15/10/1387
شهروندانی که از خیابان انقلاب عبور می‌کردند بعد از ظهر ديروز شاهد حضور پرنده‌ای در خیابان ولعصر بودند که انتظار دیدنش را در اوج آسمان و قله کوه‌های بلند می‌کشیدند.
با تماس چند تن از شهروندان با سامانه 125؛ ستاد فرماندهی آتش‌نشانی تهران یک گروه از آتش‌نشانان ایستگاه 40 را برای به دام انداختن این پرنده سرگردان راهي اين محل كرد.
غلامرضا ترحمی رئیس ایستگاه 40 آتش‌نشانی تهران در این باره گفت: آتش‌نشانان بی‌درنگ خود را به خیابان ولعصر در حوالی میدان انقلاب رساندند و با شگردهای ویژه شاهین سرگردانی را که موجب وحشت توام با تعجب رهگذران و ساکنان محل شده بود به دام انداختند.
وی افزود: آتش‌نشانان این پرنده شکاری را به باغ وحش پارک ملت تحویل دادند.
در همین رابطه بخوانید:
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 9:44  توسط کیارش یشایائی  |