تبليغاتX
سرو آزاد

سرو آزاد

عادل چون درخت خرما خواهد شکفت و چون سرو آزاد لبنان نمو خواهد کرد

حامی کشتن انسان ها!

آقای عبداللطیف عبادی در یک پیام خصوصی برای من نوشته اند :

"با سلام
نام شما را به عنوان حامی کشتن انسانها به نامهای قبلی اضافه کردم
اینهم لینکش :
http://aebadi.blogfa.com/post-27.aspx  "  و اشاره ای است به نامه ی قبلی من که در آن نوشته ام : "قانون بالاخره در باره ی قاتلان جنگلبان مظلوم اجرا شد . امیدوارم دیگر خون جنگلبانان ٬ محیط بانان و دیگر سربازان محیط زیست این جور ناحق بر زمین نریزد . "

 یادم می آید یک بار خانم الهه موسوی برای من نوشت : "... یه توصیه کوچولو هم برای شما دارم : هر اعتراضی را جدی نگیرید و با هر کسی درگیر نشوید ...... "
این توصیه را هنوز یادم نرفته است و روی همین حساب نظر آقای عبداللطیف عبادی باید بدون پاسخ می ماند ولی  اگر به این یکی پاسخ ندهم هیچ اشکالی که نداشته باشد جهل آقای عبادی را مستحکم تر می کند و این چیزی است که من نمی خواهم ! یک چند خط توضیح راجع به خود موضوع بد نیست :
فکر نکنم کسی روی این مسئله بحثی داشته باشد که قاتلان مرحوم پیروی باید دستگیر و مجازات می شدند . همه ی دوستان  سبز ما (من را می توانید سبز حساب نکنید ) هم همین را می خواستند ٬ که قاتل دستگیر شود و بدون توجه به کسوت و مقام والای سربازی که از آن سوء استفاده شده مانند بقیه افراد ٬ قانون برای او اجرا شود . قانون ما اگرچه بد باشد اگرچه به مذاق دنیای مدرن امروز خوش نیاید اگرچه به نظر بعضی ها وحشیانه باشد ولی اجرا شدن این قانون به طور یکسان برای همه خیلی بهتر از اجرا نشدن آن است  (بخصوص برای بعضی ها ) . یعنی عین عدالت است . مگر قانون اعدام را من وضع کرده ام ؟! این بر عهده قانون گزاران ٬ قضات و مقامات قضائی است که تصمیم بگیرند چه کسی را چه طوری مجازات کنند . این یک بحث حقوقی است و گمان نمی کنم به ما مربوط باشد .  با همه ی این تفاصیل نه حالا که این دو اعدام شده اند ٬ در اردیبهشت ماه که هنوز این ها اعدام نشده بودند در وبلاگم در همین مورد  نوشتم : " برای اعدام بی قراری نکنید ..." دوباره در تیر ماه در همین مورد بخصوص نوشتم : " برای اعدام بی قراری نکنید ٬ جان ودیعه ی الهی است و تامل در گرفتن آن اولی " . (به لینک هائی که در پست قبل داده ام مراجعه کنید ) .  حالا که اعدام کرده اند و تمام شده هیچ نمی گویم ! فقط گفتم عدالت اجرا شد . همین .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8:16  توسط کیارش یشایائی  | 

در میان پرندگان مهاجر

روز چهارشنبه به همراه دوستان اداره محیط زیست به تالاب بند علیخان واقع در منطقه حفاظت شده ی کویر رفتیم . ورامین ٬ چرمشهر و بعد هم وارد منطقه ی حفاظت شده شدیم . مرغابی های کله سبز ٬ آنقوت که از زیبا ترین مرغابی هاست و پرندگان دیگررا دیدیم . از دور هم فیلمبرداری کردیم که جلوه ی خود را داشت . نزدیک نتوانستیم برویم . یعنی توانستیم ولی مرغابی ها فرار کردند! قرار است یک روز برویم کمین بنشینیم تا بتوانیم از نزدیک هم فیلمبرداری کنیم . از محیط بانان و کارمندان محیط زیست که با ما نهایت همکاری را داشتند سپاسگزارم .
دیدن طبیعت خیلی لذت بخش است . با این شلوغی شهر و ارتباطات می ترسم تا چند سال دیگر به روبوت تبدیل شویم .
قانون بالاخره در باره ی قاتلان جنگلبان مظلوم اجرا شد . امیدوارم دیگر خون جنگلبانان ٬ محیط بانان و دیگر سربازان محیط زیست این جور ناحق بر زمین نریزد . عجب اثری روی من گذاشت این نامه ی  دیده بان ! تجدید خاطره کردم ! مطلب مربوط به هفدهم اردیبهشت است . اینجا و اینجا   را هم بخوانید .
تلخ بنویس دیده بان هم که در همین ارتباط است از آن مقالات پر خواننده شد!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 13:44  توسط کیارش یشایائی  | 

درختان تنومند

من معمولا همیشه دیر می رسم ! تا آمدم مطلبی راجع به درخت های کهنسالی که به جرم خرافه پرستی دیگران قطع می شوند مطلبی بنویسم ٬ دو ستان تمام اینترنت و روزنامه ها را پر کرده بودند . هر چند که این دفعه دلایل موجهی برای این دیر شدن دارم .
اما از آن جا که دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است !! تصمیم گرفتم این سوژه ی جذاب و غم انگیز را از دست ندهم و این به رغم بودن مطلبی است که با نوشتن این یکی٬ آن یکی دیر می شود ! ولی چون  آن یکی خیلی هم مهم نیست اول این یکی را می نویسیم . اما چیزهای جدیدی می نویسم که دیگران ننوشته اند .( یعنی امیدوارم ننوشته باشند . من که اول اینترنت را جستجو نمی کنم بعد مطلب بنویسم !)

چنار امامزاده صالح این طرح را نگاه کنید !  درست نمی دانم مال کجاست و چه کسی آن را کشیده ولی آن چه مسلم است طرحی است از یک درخت چنار که یک جهانگرد (یا به قول امروزی ها گردشگر ) خارجی از یکی از نقاط ایران کشیده است . در کتاب  "عکس های قدیمی تهران" به کوشش محمد مهدی پارسائی و داریوش تهامی نوشته این چنار امامزاده صالح است در ۱۳۰ سال پیش . این چنار تا چند سال پیش هم نفسی می کشید ٬ اما سرانجام خشک شد و آن را بریدند. (بالاخره عمر درخت هم سر می رسد!)
اما آن چه که بازهم مسجل است طهران قدیم شهری بوده است با چنارهای تنومند و آب های روان در جوی ها ! به نحوی که بازهم یکی از جهانگردان ( که حالا یادم رفته کیست و حوصله هم ندارم بگردم پیدا کنم) گفته است تهران دارای چنارهای تنومندی است به نحوی که اگر چهار مرد دست یکدیگر را بگیرند به سختی می توانند یک درخت را در آغوش کشند. هنوز هم درخت های تناور چنار زیاد در تهران دیده می شوند . چه جنوب شهر چه شمال شهر . خیابان ولی عصر هم که سرتاسر درخت چنار است . هر چند که لایه ی سیاهی از دود روی برگ های  این درخت ها می نشیند . هنوز هم کلاغ ها و کبوتر ها در پناه این درخت ها لانه می سازند و اگرچه ممکن است اغراق آمیز به نظر برسد ولی هنوز هم قنات های تهران  پس از این همه خشکسالی پی در پی ٬ سخاوتمندانه آب خود را در جوی ها روان می کنند . دوستانی که از خیابان یوسف آباد رد می شوند می توانند آب این قنات (قتات مستوفی) را که هنوز هم خروشان در جوی ها راه می سپرد ببینند .از درخت ها مواظبت کنید! از قنات ها مواظبت کنید از طبیعت هم مواظبت کنید .

بعدالتحریر : مدیون سایت بالاترین هستم که باعث شد این وبلاگ مهجور نماند . مدیون کاربرانی هستم که لینک هائی از این وبلاگ را در سایت وارد می کنند بخصوص خانم لیلا که اولین بار مطلبم با لینک ایشان داغ شد . و خانم نگارک که لینک های زیادی از من را داغ کرده اند .  و باز هم از این کاربر گرامی تشکر می کنم که لینک شب بلورین  را وارد بالاترین کرد . از همه ی کاربرانی هم که لینک های مرا وارد کرده اند و داغ نشده هم متشکرم. اگر دوباره از این کارها بکنند٬ ان شاالله از خجالت این دوستان هم در خواهیم آمد! از سایت گرین بلاگ هم کمال سپاس را دارم . از همه ی خوانندگان هم که مرا مورد تفقد قرار می دهند ٬ وقت گذاشته مطالبم را می خوانند و به من لینک داده اند یا نداده اند سپاسگزارم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 9:44  توسط کیارش یشایائی  | 

شب بلورین

"شب کریستال رایش"
 در شب‌های نهم و دهم نوامبر سال ۱۹۳۸، نازی‌ها در سراسر آلمان، کنیسه‌های یهودی را به آتش‌ کشیدند، خانه‌ها و آپارتمان‌های آنان را ویران ساختند و ساکنانشان را مورد آزار و اذیت قرار دادند. موافق آمار رسمی، این حملات ۹۱ تن کشته داد. نازی‌ها در "شب کریستال رایش" ۲۶۷ کنیسه‌‌ و ۷۵۰۰ مغازه‌ی را نیز ویران کردند. بنا به آمار "موزه‌‌ی تاریخ آلمان"، تعداد کشته‌شدگان در این حملات، بیش از ۱۳۰۰ تن بودند.  ( خبرگزاری آلمان، تاگس‌شاو )

             هولوکاست

ای یهوه آنچه بر ما واقع شد به یاد آور و ملاحظه فرما . (مراثی ارمیا ۱-۵)

بد نیست تحقیق راجع به هولوکاست از همین عکس آغاز شود . شاید تا چند سال دیگر هیچ شاهد زنده ای از هولوکاست وجود نداشته باشد ، پس اگر می خواهید ٬ زودتر تحقیق کنید ! هنوز هم باید در اروپا کسانی این واقعه را به یاد داشته باشند ٬ هر چند که نسل دوم هم این جراحت را با خود دارد . نمی دانم شاید این داغ از پیشانی نسل سوم هم پاک نشود! تحقیق کنید ! عکس ٬ فیلم ٬ خاطره ٬ هرچه بخواهید موجود است .  شاید هیچ واقعه ای این قدر اسناد قابل اعتنا نداشته باشد . می توانم این قدر عکس برایتان بگذارم که حالتان به هم بخورد . می توانم یک عکس بگذارم ولی این قدر فجیع که با همان یک عکس منقلب شوید ...

 هر کس هرچه می خواهد بگوید ٬ ثبت نظر آزاد است . خودم را مدیون می دانستم اگر یک نامه هم راجع به هولوکاست نمی نوشتم .

چون سالگرد شب بلورین بود مطلبی برای یاد آوری این شب نوشتم و سپس وارد مبحث هولوکاست شدم . مطلب راجع به هولوکاست است و عکس مربوط به یکی از اردوگاه های کار اجباری یهودیان (احتمالا بوخن والد) .

کریستال ناخت را شب بلورین ترجمه کردیم . نفهمیدم منظور دوستان چیست ؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 13:54  توسط کیارش یشایائی  | 

زیارت اهل قبور

روز جمعه با پدر و عمه که بعد از گمانم هفده هجده سال از آمریکا به ایران برگشته است به زیارت اهل قبور رفتیم . قبرستان کلیمیان در جاده خاوران درست دیوار به دیوار فرهنگسرای خاوران قرار دارد .
زیارت های معمول از پدر بزرگ ها و مادر بزرگها و عمو و ... و قرائت فاتحه را که از مراسم معمول این جور جاها است انجام دادیم . قبرستان همیشه حال و هوای خودش را دارد . یاد آدم می افتد که نه درویشی به خاکی بی کفن ماند ، نه دولتمند برد از یک کفن بیش.
این قبرستان قطعه ای دارد که به قطعه ی لهستانی ها معروف است و متعلق است به  عده ای از یهودیان لهستان که  توانسته بودند از هولوکاست فرارکنند و جان سالم به در ببرند . این ها در گیر و دار جنگ جهانی دوم به ایران آمدند (بد نیست بگویم پناهنده شدند) و مدتی ماندگار شدند . 

 اما یک نفر دیگر هم این جا به آرامش ابدی فرو رفته که همه او را می شناسید و میشناسند . سلیمان حییم . همان فرهنگ نویس معروف  که فرهنگ های او به دیکشنری حییم معروفند .  از تالیفات اوست فرهنگ های انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی . فرهنگ فرانسه به فارسی و فرهنگ عبری به فارسی . فرهنگ فارسی به عبری هم دارد که هنوز بعد از چهل سال دارند زور میزنند که بعد از ویرایش نهائی و حروف چینی چاپش کنند. تولد ۱۲۶۴ هـ ش ــ وفات ۱۳۴۸ هـ ش . این هم نقل قولی از او:
«شبها كه به بستر ميروم، همان طور كه عاشق به معشوقش فكر ميكند من هم به لغت فكر ميكنم، براي من دنياي لغات، دنياي رنگين و پر جذبه اي است كه هيچ وقت از فرو رفتن در آن خسته و كسل نميشوم، زيرا كار فرهنگ نويسي هرگز براي من خسته كننده نبوده و نيست و نخواهد بود حتي شبها هنگام خواب هم در روياي لغت بسر ميبرم». 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 8:43  توسط کیارش یشایائی  | 

حیات وحش در تورات (2)

برای کوه ها گریه و نوحه گری و برای مراتع بیابان ماتم برپا می کنم زیرا که سوخته شده است و احدی از آنها گذر نمی کند و صدای مواشی شنیده نمی شود . هم مرغان هوا و هم بهائم فرار کرده و رفته اند*(ارمیا نبی ۹:۱۰)

پشیمان شدم از انتخاب این موضوع که این قدر انرژی برد از من ! به هر حال بگذارید کار را کمی جلوتر ببریم و بعد ول کنیم ! در این نامه بیشتر از پرندگان می نویسم:

فاخته :
گل ها بر زمین ظاهر شده و زمان الحان رسیده . و آواز فاخته در ولایت ما شنیده می شود.(غزل غزلها ۲:۱۲)

The flowers appear on the earth; the time of singing is come, and the voice of the turtle is heard in our land

הַנִּצָּנִים נִרְאוּ בָאָרֶץ, עֵת הַזָּמִיר הִגִּיעַ; וְקוֹל הַתּוֹר, נִשְׁמַע בְּאַרְצֵנוּ.

جغد-پلیکان
مانند مرغ سقای صحرا شده و مثل بوم خرابه ها گردیده ام *(مزامیر یا زبور ۱۰۲:۶)

I am like a pelican of the wilderness; I am become as an owl of the waste places.

דָּמִיתִי, לִקְאַת מִדְבָּר;    הָיִיתִי, כְּכוֹס חֳרָבוֹת.

پرستو-گنجشک
گنجشک نیز برای خود خانه پیدا کرده است . و پرستو برای خویشتن آشیانه . تا بچه های خود را در آن بگذارد .

Yea, the sparrow hath found a house, and the swallow a nest for herself, where she may lay her young

 גַּם-צִפּוֹר מָצְאָה בַיִת, וּדְרוֹר  קן לָהּ--    אֲשֶׁר-שָׁתָה אֶפְרֹחֶיהָ:

کبوتر
در وقت عصر کبوتر نزد وی برگشت و اینک برگ زیتون تازه ای در منقار وی است .  پس نوح دانست که آب از روی زمین کم شده است (پیدایش ۸:۱۱)

And the dove came in to him at eventide; and lo in her mouth an olive-leaf freshly plucked; so Noah knew that the waters were abated from off the earth

וַתָּבֹא אֵלָיו הַיּוֹנָה לְעֵת עֶרֶב, וְהִנֵּה עֲלֵה-זַיִת טָרָף בְּפִיהָ; וַיֵּדַע נֹחַ, כִּי-קַלּוּ הַמַּיִם מֵעַל הָאָרֶץ. 

عقاب
اسبان ایشان از پلنگ ها چالاک تر و از گرگان شب تیز رو ترند و سواران ایشان جست و خیز می کنند . و سواران ایشان از جای دور آمده مثل عقابی که برای شکار بشتابد می پرند . (حبقوق نبی ۱:۸)

Their horses also are swifter than leopards, and are more fierce than the wolves of the desert; and their horsemen spread themselves; yea, their horsemen come from far, they fly as a vulture that hasteth to devour.

וְקַלּוּ מִנְּמֵרִים סוּסָיו, וְחַדּוּ מִזְּאֵבֵי עֶרֶב, וּפָשׁוּ, פָּרָשָׁיו; וּפָרָשָׁיו, מֵרָחוֹק יָבֹאוּ--יָעֻפוּ, כְּנֶשֶׁר חָשׁ לֶאֱכוֹל.

پرندگان ذکر شده به همین ها ختم نمی شود . قو و کرکس و هما و ... تا دلتان بخواهد هست که البته بیشتر برای دستورات حلال و حرام آمده و جاذبه ی چندانی ندارد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 13:30  توسط کیارش یشایائی  | 

توضیحی راجع به نامه ی حیات وحش در تورات

دوست عزیز آقای سام خسروی فرد (که امیوارم یک روزی به افتخار دیدنشان نائل شوم)درباره ی نامه ی حیات وحش در تورات(1) تذکراتی داده اند که در بخشی از آن آمده است :
"... يكي از بستگان از آمريكا تماس گرفت و برنامه‌اي مستند از حيات‌وحش اسرائيل خون ايراني‌اش را به جوش آورده بود. در آن برنامه گويا گور خر، گوزن زرد يوز هوبره و تمام جانوراني كه شما توراني ناميديد، كه البته از نظر تقسيم ‌بندي زيستگاه اندكي اشتباه است چون گوزن زرد در زيستگاه خوزستاني يا جلگه پست خوزستان تعلق دارد، را شامل مي‌شده و گوينده اعلام كرده است كه اين جانوران در ايران از بين رفته و منقرض شد‌ه‌اند اگرمي‌خواهيد ببينيد بياييد اسراييل ...
واحد گوزن كه در خاتمه اشاره كرديد قلاده نيست راس است. در ضمن تنها گوزن به اسراييل برده نشد صحبتهايي از انتقال گور هم بوده است.
سربلند باشيد و شادمان"


لازم است چند مطلب را راجع به نامه ی حیات وحش در تورات تذکر دهم .
۱- واحد شمارش گوزن  اصلاح شد .
۲- ما صحبت از حیات وحش توراتی کردیم نه تورانی. وقتی از حیات وحش توراتی صحبت می کنیم منظورمان حیواناتی است که نامشان بنا به علتی در  کتب عهد عتیق آمده است . لزوما به جغرافیای منطقه ای که امروزه به نام اسرائیل خوانده می شود اشاره نداریم .  چنانچه آرامگاه حداقل سه تا از این انبیای صاحب کتاب در ایران واقع است : استر در همدان ٬ دانیال در شوش(خوزستان) و حبقوق در تویسرکان . ضمن این که در خود اسرائیل هم از این گونه به عنوان گوزن زرد ایرانی نام برده شده است .
۳- ضمن تشکر از آقای خسروی فرد همانطور که خودتان هم گفته اید وقتی قدر مفاخر فرهنگی  و میراث طبیعی  خودمان را ندانیم ٬ مولانا از ترکیه سر در می آورد ٬ شیر ایرانی که حتی Persica را به دنبال نام علمی خود دارد در هند محافظت می شود ٬ توریست ها برای دیدن گوزن زرد ما به اسرائیل می روند و ...  (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل) هر چند که دادن اطلاعات غلط به هر منظوری که باشد غیر اخلاقی است .
درود بر شما

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:41  توسط کیارش یشایائی  | 

حیات وحش در تورات (1)

در این وبلاگ وقتی از تورات صحبت می کنیم منظور اسفار پنج گانه ٬ کتب انبیا و سایر نوشته هائی است که به "عهد عتیق" موسومند .

نام بسیاری از حیوانات که حول و حوش کشور اسرائیل٬ فلسطین و منطقه ی خاور میانه زندگی می کردند در تورات ذکر شده است .  (برای این که حرفی نباشد و دوستان هم بتوانند نام درست حیوانات را به انگلیسی هم ببینند و اشتباهات احتمالی را گوشزد کنند فارسی و انگلیسی و متن عبری اصلی را در کنار هم آورده ام ترجمه ی فارسی همانست که به فاضل خانی معروف است و از معتبر ترین هاست . ترجمه ی انگلیسی و متن عبری مال اینجا است هرچند  در متون فارسی یا انگلیسی اسامی بعضی از حیوانات به نظرم اشتباه آمد برای وفا داری به متن اصلی و با اذعان به عدم صلاحیت خودم به چیزی دست نزدم گاهی در پرانتز توضیحاتی اضافه کردم )  برای آشنائی دوستان با ادبیات عبری هم بد نیست!
بخوانید :

...ازقله ی امانه از قله ی شنیر و حرمون از مغاره های شیرها و از کوه های پلنگان بنگر.(غزل غزلها ۸-۴)

 look from the top of Senir and Hermon, from the lions' dens, from the mountains of the leopards.

 תָּשׁוּרִי מֵרֹאשׁ אֲמָנָה, מֵרֹאשׁ שְׂנִיר וְחֶרְמוֹן, מִמְּעֹנוֹת אֲרָיוֹת, מֵהַרְרֵי נְמֵרִים.

ای محبوب من برگرد و تا نسیم روز بوزد و سایه ها بگریزد٬ مانند غزال یا بچه آهو بر کوه های "باتر " باش.(غزل غزلها ۱۷-۲)

Until the day breathe, and the shadows flee away, turn, my beloved, and be thou like a gazelle or a young hart upon the mountains of spices  

עַד שֶׁיָּפוּחַ הַיּוֹם, וְנָסוּ הַצְּלָלִים:  סֹב דְּמֵה-לְךָ דוֹדִי לִצְבִי, אוֹ לְעֹפֶר הָאַיָּלִים--עַל-הָרֵי בָתֶר.

يربوع  درختان خداوند شاداب اند . یعنی سروهای آزاد لبنان که غرس کرده است * که در آن مرغ ها آشیانهای خود را می گیرند و صنوبر خانه ی لق لق می باشد * کوه های بلند برای بزهای کوهی و صخره ها برای "یربوع"(عکس روبرو ) ملجا است .(مزامیر 16-18-۱۰۴)

The trees of the LORD have their fill, the cedars of Lebanon, which He hath planted;
Wherein the birds make their nests; as for the stork, the fir-trees are her house.
The high mountains are for the wild goats; the rocks are a refuge for the conies.

יִשְׂבְּעוּ, עֲצֵי יְהוָה--    אַרְזֵי לְבָנוֹן, אֲשֶׁר נָטָע. 
אֲשֶׁר-שָׁם, צִפֳּרִים יְקַנֵּנוּ;    חֲסִידָה, בְּרוֹשִׁים בֵּיתָהּ. 
הָרִים הַגְּבֹהִים, לַיְּעֵלִים;    סְלָעִים, מַחְסֶה לַשְׁפַנִּים. 

اما شاخ مرا مثل شاخ گاو وحشی (همان اریکس است) بلند کرده ای . (مزامیز ۱۱-۹۲)

But my horn hast Thou exalted like the horn of the wild-ox

וַתָּרֶם כִּרְאֵים קַרְנִי;

گورخرتمام حیوانات صحرا را سیراب می سازند . تا گورخران تشنگی خود را فرو نشانند (مزامیر ۱۱-۱۰۴)

They give drink to every beast of the field, the wild asses quench their thirst.

יַשְׁקוּ, כָּל-חַיְתוֹ שָׂדָי;    יִשְׁבְּרוּ פְרָאִים צְמָאָם

چلپاسه ها به دست های خود می گیرند و در قصرهای پادشاهان می باشند .امثال سلیمان ۲۸-۳۰ (چلپاسه احتمالا مارمولک باشد ... نمی دانم !!)

The spider thou canst take with the hands, yet is she in kings' palaces

שְׂמָמִית, בְּיָדַיִם תְּתַפֵּשׂ;    וְהִיא, בְּהֵיכְלֵי מֶלֶךְ

حیوانات صحرا ٬ گرگان (به نظرم به جای گرگ باید شغال یا روباه می گفتند) و شترمرغ ها مرا تمجید خواهند نمود چون که آب در بیابان و نهرها را در صحرا به وجود می آورم ...  (یشعیا ۲۰-۴۳ )

The beasts of the field shall honour Me, the jackals and the ostriches; because I give waters in the wilderness, and rivers in the desert 

תְּכַבְּדֵנִי חַיַּת הַשָּׂדֶה, תַּנִּים וּבְנוֹת יַעֲנָה:  כִּי-נָתַתִּי בַמִּדְבָּר מַיִם, נְהָרוֹת בִּישִׁימֹן

چنانچه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد* مزامیر ۱-۴۲

As the hart panteth after the water brooks, so panteth my soul after Thee, O God.

כְּאַיָּל, תַּעֲרֹג עַל-אֲפִיקֵי-מָיִם--    כֵּן נַפְשִׁי תַעֲרֹג אֵלֶיךָ אֱלֹהִים. 

گوزن زرد ایرانی در پارک ملی کرملهمه ی این حیوانات زیبا و آن های دیگری که نشد اسمشان را برایتان پیدا کنم از جمله قوچ و احتمالا گوزن زرد ایرانی و یوز تا قبل از جنگ جهانی اول در خاک اسرائیل و فلسطین موجود بود . در همان زمان های جنگ جهانی اول انقراض نسل این ها هم شروع شد . به خاطر همه گیر شدن اسلحه آتشین ٬ شکار بی رویه و هر آن چه شما خیلی بهتر از من می دانید.
 در اسرائیل سازمان  (INNPPA) یعنی Israel Nature and National Parks Authority تصمیم به احیای آن چه که ما از حالا به بعد حیات وحش توراتی می خوانیم گرفت . یکی از این فعالیت ها هم احیای گوزن زرد ایرانی بود! در توافقی که بین محمد رضا شاه پهلوی و اسرائیل صورت گرفته بود در همان گیر و دار انقلاب شاید زمانی که شاه هم رفته بود در اخرین پرواز هواپیمائی " ال عال " از تهران ٬ چهار راس گوزن زرد به اسرائیل رفتند و در منطقه "کرمل" (انگلیسی Hi Bar Carmel) ضمن نصب قلاده ی ماهواره ای رها شدند. حالا پس از سال ها جهانگردان در Hi Bar Carmel میتوانند شاهد گله های زیبای این گونه ی ایرانی باشند که در تپه ماهورها جست و خیز می کنند .

شرح عکس ها: اولین عکس بالا سمت چپ همان است که یربوع ترجمه شده . حیوان شناس ها ببینند چیست به ما هم بگویند.
دومین عکس سمت راست گور (احتمالا ایرانی ) است در پارک ملی کرمل .
آخرین عکس هم گوزن زرد ایرانی در پارک ملی کرمل .

برای اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه کنید :

Biblical Wildlife in Israel 
Persian fallow-deer
Animals in the Bible

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 16:7  توسط کیارش یشایائی  | 

شکار کل و قوچ در 50سال پیش

چند ثانیه فیلم است از شکار کل و یا قوچ حدود پنجاه سال پیش در منطقه ی فیروز آباد فارس . شکار به روش جرگه انجام  گرفته و آن قسمی از شکار است که عده ی زیادی گله ی شکار را محاصره کرده و به شکار می پردازند که تلفات بالائی دارد . احتمالا پنجاه سال پیش این کار ممنوع نبوده و شاید از نظر اخلاقی هم مذموم به حساب نمی آمده .  برای دیدن فیلم لطفا اینجا را کلیک کنید .
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 16:5  توسط کیارش یشایائی  |