تبليغاتX
سرو آزاد

سرو آزاد

عادل چون درخت خرما خواهد شکفت و چون سرو آزاد لبنان نمو خواهد کرد

خلیج فارس

                                                                                                                                          نقشه ی ايران

این خلیج را یونانیان Sinus Persicus نامیدند . یعنی خلیج فارس . زمانی که شیخ نشینان جدیدا پولدار حاشیه خلیج فارس یا اصلا نبودند و یا اگر بودند چند قبیله چادر نشین و بیابان گرد . حالا ما را چه شده است که خیلی از سرمایه های معنوی و مادی ما از دوبی سر در می آورند ؟ امروز پول بی حساب کشورهای عربی و سو ء مدیریت ما دست به دست هم داده است تا  نام دریائی را که بنا به مستندات غیر قابل انکار خلیج فارس  خوانده می شود ٬ به خلیج عربی تبدیل کنند و فردا ... ؟!

فرم اعتراض به تغییر نام خلیج فارس اینجاست . تعداد امضاها به مرز پانصد هزار نزدیک میشود . با امضا کردن این فرم ٬ به این تغییر نام اعتراض کنید .

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 12:18  توسط کیارش یشایائی  | 

پسح عید آزادی

قرص ماه که کامل بشود عید پسح یا عید فطیر که عید خروج از مصر است آغاز می شود . (بعداْ مفصل  راجع به تقویم عبری صحبت می کنم . ) در این عید کلیمیان فقط نان فطیر مصرف میکنند و از خوردن خمیر ترش و برآمده خودداری می شود . علت این است که چون به سرعت از مصر خارج شدند فرصت تخمیر نان فراهم نشد .

عيد پسح

 این عید یاد آور آغاز کشاورزی هم می باشد که هم زمان با آن یعنی از یکشنبه هفته آینده زمستان پایان می پذیرد و بهار آغاز میشود . خاستگاه قوم یهود از مناطق کم آب جهان بوده است و به تبع آن نزولات آسمانی از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است که این امر در نمازهای روزانه و اعیاد کلیمیان بازتاب ویژه ای دارد . لطف خداوند با بارش باران به موقع و قهر او با خشکسالی ظهور پیدا می کند. تا یکشنبه که در تقویم عبری هنوز زمستان محسوب می شود در نماز های کلیمیان دعای وزش باد و بارش باران خوانده میشود و از آن به بعد این دعا به دعای طلب شبنم بهاری بر محصولات کشاورزی تبدیل می شود. چندین سال است که در خشکسالی پیاپی قرار داریم . ورود بی محابا به طبیعت و تاراج و چپاول زمین و صدمه به طبیعت که موجب چنین تغییرات آب و هوائی شده است کم گناهی نیست . رفتار خود را اصلاح کنیم و همه برای طلب باران دعا کنیم.

مطالب مرتبط:   بحران آب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 0:44  توسط کیارش یشایائی  | 

تکلیف فیلم دیوار هنوز روشن نیست !

روزهای کسالت باری را می گذرانم. همه فیلم ها پروانه گرفته اند بجز "دیوار". آدم نگـــــران و آزرده مــــــــگل شيفته فراهانی ی شود . فیلمی که با این زحمت و هزینه ساخته شده میان زمین وهوا معلق است . همه زحمت کشیده اند ٬ گلشیفته فراهانی به هرچه آب وآتش بود زد ٬ بدل کارها فدا کاری کردند ٬ فیلمبردار حسین جعفریان و دستیارش علیرضا برازنده و بقیه گروه که سیمرغ بلورین را به همین خاطر برد ٬ کارگردان محمد علی طالبی که فیلم بسیار بزرگی را رهبری کرد و خود ما ! کار یک نفر و دو نفر و ده نفر نبود . همه گروه  نهایت همکاری را کردند که از اینکه نمی توان نامشان را برد پوزش می خواهم . هر چند که در مرحله بعد از تولید یکی دو نفر کارشان را درست انجام نداند ٬ اگر لازم ببینیم تجدید می کنیم تا زحمت کسی هدر نرود!

حالا ما مانده ایم وکلی هزینه و یک فیلم روی دستمان . منتتظر دریافت پروانه هستیم و این روزها فقط انتظار می کشیم . 

  داستان از زندگی واقعی الهام گرفته . پدری که با انجام حرکات نمایشی موتور سیکلت در سازه استوانه ای موسوم به دیوار مرگ امرار معاش می کند فوت کرده  و حالا پسرش جای پدر را پر میکند . او در یک حادثه زخمی میشود و اینبار نوبت دختر خانواده است که سوار بر موتور داخل استوانه گردش کند و ...

اگر اکران شد حتما این فیلم را ببینید !

مطالب مرتبط :

روز نگار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 16:45  توسط کیارش یشایائی  | 

انرژی زمین گرمائی

برای حل بحران گرم شدن زمین یکی از راه ها استفاده از انرژی زمین گزمائی است . در شرایط مساعد زمین شناسی آب هائی که از راه خلل و فرج و درزه و شکاف ها به داخل زمین نفوذ می کنند ممکن است با یک توده مذاب که از اعماق زمین به داخل پوسته نفوذ کرده برخورد کنند و دمای آن تا ۳۰۰ درجه سانتیگراد افزایش پیدا کند . این آبهای گرم اگر به سطح زمین راه پیدا کنند تشکیل چشمه های آب گرم می دهند که از قدیم الایام تا کنون مورد استفاده بشر بوده است .  در شرایط مساعد استفاده از این انرژی که به انرژی زمین گرمائی موسوم است به صورت صنعتی برای تولید برق و گرمایش خانه ها و نظایر آن امکان پذیر است . شهر ریکیاویک در ایسلند یکی از شهرهائی است که به نحو احسن از این انرژی استفاده می کند . سوای سوخت خودروها هیچ سوخت فسیلی در این شهر سوزانده نمی شود ! 

در آمد  این شهر از صنعت توریسم تامین می شود .

مشکين شهر

این تصویر یک چاه زمین گرمائی است که در اطراف مشکین شهر حفر شده است و بخار آب از چاه بیرون می زند . آتشفشان خاموش سبلان با جلوه دلپذیر خود و چشمه های آبگرم اطراف آن علاوه بر این که می تواند یک گردشگاه  باشد ٬ از پتانسیل نسبتا خوبی برای استفاده از انرژی زمین گرمائی بهره مند است .این محل در نزدیکی روستائی به نام موئیل قرار دارد . اگر روزی هوس بالارفتن از قله سبلان را کردید یا خواستید از این نیروگاه بازدید کنید ٬ حتما به مشکین شهر بروید . هتل ساوالان آماده پذیرائی از شماست.

  این عکس را حدو پنج سال پیش انداختم پروژه قرار است در سال ۱۳۹۱ به بهره برداری برسد . امسال به علت قطع گاز اهالی مشکین شهر زمستان بدی داشتند . برای اطلاعات بیشتر اینجا  کلیک کنید .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 16:50  توسط کیارش یشایائی  | 

سرخه حصار دیگر امن نیست !

خستگی دیروز از تن نرفته تیتر روزنامه تفاهم را خواندم :

"مجوز عبور خط لوله فرآورده های نفتی از سرخه حصار صادر شد: آغاز نابودی ریه های شرقی پایتخت"

مطلب کامل را می توانید در روزنامه تفاهم یا اعتماد امروز بخوانید . خستگی به تنمان ماند . چیزی ندارم بگویم .

 مطالب مرتبط

فیلمبرداری در سرخه حصار

پلنگ تهران

سرخه حصار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 13:25  توسط کیارش یشایائی  | 

فیلمبرداری در سرخه حصار

طبق هماهنگی های قبلی با سازمان حفاظت از محیط زیست استان تهران ساعت چهار و نیم صبح دم در حاضر بودم . همکارم  به من پیوست و با راننده سه نفری به دنبال کارشناس رفتیم . نزدیک اداره یکی از محیط بانان قدیمی را هم که از قبل با او قرار داشتیم سوار کردیم و پنج نفری به اتفاق راهی سرخه حصار شدیم به امید فیلمبرداری از آهو .

راننده در دل شب رانندگی می کرد . شهرک تازه ساز زیتون و ده ترکمن را که دو آفت بزرگ پارک ملی هستند پشت سر گذاشتیم تا چشمه چناری . در سرمای صبحگاهی صبحانه را صرف کردیم و با دمیدن سپیده راهی دشت و تپه ماهورهای سرخه حصار شدیم . از تیهو و هدهد فیلمبرداری کردیم ولی از آهو خبری نبود . تا این که پس از مدتی یک ماده آهوی تنها را دیدیم . با دیدن ما رم کرد و خواست فرار کند ولی سیم خاردار راهش را سد کرد . زیستگاه و پارک ملی سرخه حصار به وسیله یکی از ارگان ها  تصرف و سیم خاردار راه حیوانات را بسته است !

بعد از مدتی یک کل آهو را دیدیم  فیلمبرداری میسر نشد. به هر زحمتی بود سه آهوی دیگر را پیدا کردیم و از آن ها فیلمبرداری کردیم . در دره رزک قوچ ومیش زیاد دیدیم .

دراین زیستگاه که به گفته محیط بانان زمانی تا هفتصد آهو داشت امروز خیلی مشکل آهو دیده می شود .

بعد از آن به خجیر رفتیم . برای فیلمبرداری از قوچ و میش دیر بود . از پوشش گاهی و بویژه درختان بنه که یکی از شاخصه های خجیر است فیلمبرداری کردیم . از یک نوع سوسمار و دلیچه هم فیلمبرداری شد . قرار شد برای فیلمبرداری از قوچ و میش مجددا زودتر به پارک بیائیم . با تشکر از همه دوستانی که همراهمان بودند . فکر کنم سه چهار دقیقه ای مفید فیلم گرفته باشیم . روز خوبی بود . در پایان شکسته و دریده دهل به خانه آمدیم.

مطالب مرتبط :

پلنگ تهران

سرخه حصار دیگر امن نیست !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 20:24  توسط کیارش یشایائی  | 

بحران آب

امسال زمستان بسیار سرد و کم آبی داشتیم . بحران آب جدی است . در اصفهان ۶۰٪ نسبت به پارسال کمتر بارش داشتیم . کوه دماوند و جاده هراز امسال عید تقریبا خالی از برف بود. در شیراز دو مرتبه دعای طلب باران خوانده شد. سایر نقاط هم وضع بهتری ندارند . در بسیاری از استان ها احتمال جیره بندی آب خیلی زیاد است . در اراک آب از هم اکنون جیره بندی شده است ...زمين

این پاسخ تلخ طبیعت است به ما انسانها که بی رحمانه از طبیعت بهره برداری که نه ٬ آن را چپاول کردیم و به تاراج بردیم. می ترسم زمانی هشیار شویم که کار از کار گذشته باشد . آمریکا که یکی از عوامل اصلی تغییر آب و هوای زمین است ٬ هنوز به این مسئله گردن نمی گزارد . حالا خودمان باید از خودمان شروع کنیم . در درجه اول صرفه جوئی در مصرف آب را جدی بگیریم! شیر آب را باز می کنیم و تا به خود بیائیم چند لیتر آب زلال و بهداشتی را به فاضلاب تبدیل کرده ایم ! شاید اگر مثل زنان آفریقائی روزانه چند  ساعت از وقت خود را صرف آوردن آب می کردیم بیشتر قدر این مایع حیاتی را می دانستیم . درجه حرارت وسایل گرما زا را آن قدر زیاد میکنیم که ناگزیر پنجره ها را باز کنیم ... آن قدر در همه جا به این مسائل پرداخته شده که چیز جدیدی برای نوشتن باقی نمانده است ٬ حالا باید عمل کنیم ! به هر ترتیب و تقدیر باید تولید گازهای گلخانه ای محدود شود . استفاده از سوخت های فسیلی را محدود کنیم و در حفظ طبیعت کوشا باشیم . فقط یک زمین داریم!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 15:28  توسط کیارش یشایائی  | 

پلنگ تهران

محمد حسن خان اعتماد السلطنه ( صنیع الدوله ) وزیر انطباعات و مسئول دارالترجمه ناصرالدین شاه را شاید بتوان نزدیکترین فرد به ناصرالدین شاه به حساب آورد . کمتر روزی است که اعتمادالسلطنه به حضور شاه نرود، روزنامه نخواند ، ترجمه نکند و به هر حال در التزام رکاب همایونی نباشد . خاطرات روزانه اعتماد السلطنه که یکی از مهمتریـــــــن مدارک مکتوب زمان قاجــــــــار می باشد بـــــــه روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه معروف است . قسمت اعظم این خاطرات اختصاص دارد به مطالبی مانند چه خوردیم ، کی خوابیدیم ، با زخم بواسیر چه کردیم! ، در سفر چه گذشت ، با چه زن هائی هرزه گی کردیم ! ... و چیزی که اتفاقا مورد نظر ماست اعلیحضرت چه شکار فرمودند.

ناصرالدين شاه و شکار پلنگ ناصرالدین شاه ، شکارچی بسیار چیره دستی بود . هم درشکار پلنگ و قوچ و میش و خرس و آهو  و هم شکار آهو چشمان ، که ما فعلا با این آخری کاری نداریم. ( گرچه خیلی از اوقات هر دو شکار با هم بدست می آمد!)

اطراف طهران آن روز و خود تهران امروز به خصوص دوشان تپه که متاسفانه در زمان پهلوی یک فرودگاه نظامی در محدوده آن ساخته شد ، یکی از زیستگاه های مهم پلنگ با جمعیت بالا به حساب می آمد . نوشته های اعتمادالسلطنه را با هم می خوانیم :

... من را از خواب بیدار کردندو خودشان فرمودند پلنگی شکار کرده ام ...( ۱۶ جمادی الثانی ۱۲۹۸)

امروز شاه مصمم بودند شکار پلنگ بکنند...( ۱۴ ربیع الاول ۱۳۰۱)

... شاه دو شکار زده بودند . آقا وجیه یعنی سیف الملک پلنگی زده بود ...( ۴ربیع الثانی ۱۳۰۱)

... امروز شاه سوار شدند یک پلنگ شکار فرمودند. ...(۷ جمادی الثانی ۱۳۰۱)

... اطلاع داده شد پلنگی در حوالی دره رزک است. سوار شده آنجا تاخت بردند . پلنگ عظیم الجثه قوی هیکلی را شکار فرمودند ...( ۲۴ ربیع الاول ۱۳۰۲)

تمام این شکار ها در سرخه حصار ، دوشان تپه و خجیر انجام شده است و باور کنید این مشتی است نمونه خروار. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !

گوشتخوارانی مانند پلنگ در راس هرم زنجیره غذائی قرار دارند . رفتن شیر و ببر و در خطر قرار گرفتن یوز پلنگ ، پلنگ و...  شاید حاوی این پیام باشد که تند باد نیستی به قاعده هرم وزیدن گرفته است ! به خاطر خودمان و فرزندانمان با طبیعت مهربان تر باشیم .

شرح عکس : اول پلنگی است که بعد از جلوس به اريکه سلطنت از شست مبارک صيد شده در کوه معروف به دائی پلنگ ۱۳۱۴ خانه زاد ابراهیمخان عکاسباشی (احتمالا این این توضیح بعد یا در اواخر زندگی ناصرالدین شاه توسط عکاسباشی نوشته شده.نگارنده)

مطالب مرتبط

فیلمبرداری در سرخه حصار

سرخه حصار دیگر امن نیست

پل صفوی

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 18:40  توسط کیارش یشایائی  | 

پل صفوی

                               پل صفوی - خجير

رودخانه جاجرود که از دامنه های جنوبی البرز سرچشمه می گیرد ٬ از منطقه رودبار قصران و لواسانات می گذرد و سد لتیان را پر می کند. اگر چیزی از آب آن باقی بماند جاده هراز را قطع می کند و بعد از عبور از کنار روستای سعید آباد و البته یک مرکز پرورش ماهی قزل آلا٬ پارک ملی خجیر را سیراب می کند . اگر هنگامی که در جاده هراز از روی پل جاجرود عبور میکنید نگاهی به سمت راست بیندازید  یک پل بسیار قدیمی سنگی مربوط به دوران صفویه دیده می شود . ( اگر خودتان راننده هستید حتما اول خودرو خود را در محل مجاز متوقف نمائید و بعد اقدام به بازدید نمائید!) این پل٬ حکایت از قدمت راهی دارد که زمانی برای تردد بین ری و طبرستان از آن بهره برداری می شده است و در حقیقت جزئی از میراث باستانی ما می باشد . عبور خودرو و حتی خوروهای بسیار سنگین (مانند تانکر آب با مخزن پر !) قطعا این پل را در معرض تخریب قرار خواهد داد چرا که این پل برای تحمل چنین بارهائی طراحی نشده است . دور تا دور این پل کارگاه های مختلف مشغول به کارند و در کنار آن دیوار کشی هم انجام شده است و میرود که در هیاهوی روزمره فراموش شود. این محل یکی از مدخل های پارک ملی خجیر می باشد که گونه های بسیار متنوع گیاهی و جانوری در آن زیست می کنند.

مطالب مرتبط

پلنگ تهران

فیلمبرداری در سرخه حصار

سرخه حصار دیگر امن نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 15:15  توسط کیارش یشایائی  | 

طبیعت در ادبیات و هنر ایران

ایران به سبب موقعیت جغرافیائی خود و دارا بودن افلیم ها و مناطق رویشی گوناگون همواره از حیات وحش بسیار غنی برخوردار بوده است .

این طبیعت بکر و تنوع زیستی ٬ آنچنان با زندگی مردم ایران گره خورده بود که اثر آن در تمام صنایع آهودستی و آثار هنری و ادبی ایران به نحو ممتازی به چشم می آید . شاهنامه اثر گزند ناپذیر ادبیات فارسی ایران به نحو زیبائی این حیات وحش را به تصویر می کشد . از جانورانی چون سیاه گوش ٬ یوز٬ شیر٬ ببر٬ پلنگ ٬ گور٬ آهو و ... بارها در شاهنامه نام برده شده است . در دیوان حافظ از زیبائی های جانوران برای بیان تعابیر عاشقانه به فراوانی بهره برده شده است . در مثنوی مولوی داستان هائی از زبان حیوانات بیان شده . منطق الطیر عطار داستان مرغانی است که به طلب دیدار سیمرغ دست به سفر می زنند و... تا خاطرات اعتماد السلطنه از شکارهای ناصرالدین شاه که آدم از کثرت پلنگ در سرخه حصار و خجیر متعجب می شود .

پاژننگاره های کهن پیش از تاریخ بر روی سفال ها ٬ نقوش فرش ایران که هنوز هم شهرت جهانی دارد ٬ گنبد های فیروزه ای رنگ اصفهان که هر آشنا وغریبه ای را افسون می کند و نگاره های کتاب های نفیس٬ همه و همه از طبیعتی سرچشمه می گیرند که الهام بخش هنرمندان ایرانی بوده است .

                                                شاهين

بر ما چه رفت که اینچنین با طبیعت دشمن شدیم؟!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 17:11  توسط کیارش یشایائی  | 

سیزده بدر اعتمادالسلطنه

سلطان احمد دولتشاهی ( یمن الدوله) درباره سیزده بدر سال 1313 هجری قمری می نویسد که اعتمادالسلطنه من را در کتابخانه خود احضار کرد و درباره ی نوری که به تازگی کشف شده و از اشیاء عبور میکند (ریون ایکس) توضیحاتی داد. یک روزنامه فرانسوی مطلب مفصلی در این باره نوشته بود که از من خواست چون عازم زیارت حضرت عبدالعظیم است من آن را ترجمه کنم و تا غروب به وی تحویل دهم و اضافه کرد :"من خیلی از مردن ترس داشتم لیکن با این انکشاف عمر انسان زیاد شد ، بعد از این هر قسم مرض داخلی را با این عکس تشخیص می دهند و همان نقطه معیوب را عمل و معالجه می کنند ، اقلا شصت سال بر عمر من افزوده شد." سپس یمن الدوله از پشت گوش انداختن ترجمه به جهت رفتن به بوستان در سیزده بدر میگوید و اینکه دم غروب با عجله شروع به ترجمه کرده است . هنوز چند سطری ترجمه نکرده بود که فرستاده اعتماد السلطنه او را صدا می کند. به خیال این که به مطالبه ترجمه آمده می گوید : " به آقا عرض کنید تا ساعت دیگر ترجمه را می آورم" و جواب می شنود که:" آقا مرد" ! عمر کوته بین و امید دراز
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 15:10  توسط کیارش یشایائی  | 

سفر نوروزی

دیروز مسافرت نوروزی من با خانواده پایان پذیرفت . این مدت را  در خزرشهر سر کردیم . این شهرک توریستی بین فریدونکنار و بابلسر قرار گرفته است . فریدونکنار یکی از مهمترین پناهگاه های پرندگان کوچنده در تمام اروپا است که شامل گونه در حال انقراض "درنا" نیز می باشد . هر چند که برای دیدن این پرندگان کمی دیر بود اما توانستم تعدادی قوی زیبا را درست در برکه ای جنب خزرشهر مشاهده کنم .

درباره خزرشهر چیز زیادی برای گفتن ندارم . ظاهرا مسافران این شهرک صبح ها را تا حوالی ظهر در خواب می گذرانند . زمان اصلی جنب و جوش از غروب به بعد است که عده بسیار زیادی شب ها لب دریا جمع می شوند .  قیافه های عجیب و غریب و تفاخر پر زرق و برق و قلیان های میوه ای که بوی اسانس آن ها آدم را خفه میکند . به نظر می رسد این طبقه از آدم ها هیچ بهره ای از طبیعت و جهانگردی در  مازندران نمی برند . سرو صدای ماشین های آنچنانی و موتورهای دوچرخ و چهار چرخ آسایش را از آدم سلب میکند.

بر گشتن ٬ جاده بسیار شلوغ بود ٬ شکوفه های بهاری زیبائی جاده را دو چندان کرده بود . مثل همیشه در پلور٬ مدتی را صرف تماشای کوه دماوند کردم . بخار و دودی از بالای آن به هوا بر می خاست . از شدت شلوغی راه پنج ساعته هشت و نیم ساعت به درازا کشید . تمام غذاخوری ها وتوقفگاه های بین راه به غایت شلوغ بود . امامزاده هاشم مرتفع ترین نقطه  جاده است . تا چند سال قبل این بنا دارای  یک  گنبد مخروطی بسیار اصیل از جنس سنگ سایر قسمت های بنا بود که بیهوده خراب کردند و  بی معنی ساختند . یک گنبد فلزی و دو گلدسته که از دور جیغ می کشد . این محل پیست پاراگلایدر هم هست . و گاه گاهی می توان پاراگلایدری را هم مشاهده کرد.

مطالب مرتبط:

فریدون کنار

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 16:39  توسط کیارش یشایائی  | 

گیلارد ، یادگاری از یهودیان باستان

بعد از پشت سر گذاشتن بومهن و ورود به جاده فیروزکوه پس از طی مسافتی به شهر گیلارد که اکنون به گیلاوند تغییر نام داده است می رسیم . در جاده گیلارد به دماوند، تقریبا بالای تپه ای یک گورستان باستانی نظرها را به خود جلب می کند . این گورستان یادبودی از قدمت  یهودیانی  میباشد که پس از حمله بخت النصر و خرابی اورشلیم  تقریبا ۲۷۰۰ سال پیش، به این محل تبعید شده بودند و تاکنون در ایران زندگی می کنند.     سرگذشت این اسیران را از زبان یکی از آنان در کتاب مزامیر داود (زبور) می خوانیم :

نزد نهرهای بابل نشستیم و گریه کردیم چون صهیون را به خاطر آوردیم *  بربط های خود را آویختیم بر درختان بید که در میان آنان بود* زیرا آنانیکه مارا به اسیری برده بودند از ما سرود خواستند و آنانی که ما را تاراج نموده بودند شادمانی که یکی از سرود های صهیون را برای ما بسرائید * چگونه سرود خداوند را در زمین بیگانه بخوانیم * اگر تو را ای اورشلیم فراموش کنم آنگاه دست راست من (مهارت خود را) فراموش کند*... (مزمور ۱۳۷)

مدت ها است که کسی در این گورستان دفن نشده است . سنگ قبرها مربوط به گورهای معاصر است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 1:35  توسط کیارش یشایائی  | 

دماوند

این چند روزی که هوای تهران به علت تعطیلات پاک است قله بلند ترین آتشفشان ایران به نام دماوند در بیشتر روزها از پایتخت دیده می شود . کوه بسیار زیبائی که در ادبیات ایرانیان جلوه ای از صلابت و استواری است و الهام بخش شعرای زیادی از فردوسی تا ملک الشعرای بهار بوده است . در جاده اصلی (هراز)   زیبا ترین چشم انداز  این کوه از پلور می باشد. از همان پلور جاده فرعی پس از عبور از یک پل رضاشاهی  به سمت دره لار -  و روستای رینه می رود . از همین فصل تا پایان خرداد منطقه دره لار بسیار دیدنی است . خصوصا از اواخر اردیبهشت تا اواخر خرداد که شقایق های بسیار زیادی در آن می روید . منطقه لار از دریاچه سد لار به بعد یکی از مناطق حفاظت شده ایران می باشد که گونه های جانوری بسیار ارزشمندی  در آن زندگی می کنند . در آینده دوباره درباره این منطقه می نویسم .
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 17:16  توسط کیارش یشایائی  | 

دوم نوروز

دیروز به خانه پدرم رفتم تا روز اول عید را با خانواده دور هم باشیم . مثل هر سال  بساط سبزی پلو با ماهی سفید و دودی براه بود...

امروز برای گذراندن روز دوم عید به کوه دارآباد رفتیم . از بالای کوه تهران را دیدم مثل یک عده سرطانی به همه طرف چنگ انداخته . این شهر در زمان آغا محمدخان قاجار روستائی بود از روستاهای ری با چنارهای تناور و باغ های بسیار و قنوات و انارهای نیکو . حالا دارالخلافه آن زمان  تمام ییلاقات و روستاهای اطرافش را بلعیده تا ابر شهری به نام تهران شکل بگیرد . از لابلای نوشته ها و خاطرات آن زمان متوجه می شویم که تهران حیات وحش بسیار متنوعی داشته است . نیاوران و دزآشیب پر از کبک بوده و دوشان تپه و خجیر و سرخه حصار از شکارگاه های مهم اطراف تهران و دارای تعداد بیشماری آهو قوچ و میش کبک و انواع دیگر پرندگان و تعداد زیادی پلنگ بوده است .

اگرچه هنوز هم این وحوش در این مناطق موجودند و از آن ها حفاظت می شود ولی هر روز مقدار دیگری از زیستگاه ها تصرف میشود و حیات وحش در فشار قرار میگیرند.

به هر حال امروز در طبیعت گذشت و دیدن کوه های زیبا و استوار و رودهای خروشان و آبشارهای روان برای ما که زندگی شلوغ و یکنواختی در شهر داریم بسیار مغتنم بود .

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 17:27  توسط کیارش یشایائی  | 

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

ساعتی پیش به میمنت و مبارکی آفتاب به برج حمل تحویل گردید .عید همه مبارک .

اگرچه امروز در کسالت و اوقات تلخی بودم اما قبل از سال تحویل برای خرید گل لاله و سنبل و سبزه که با خود بوی بهار می آورد بیرون رفتم. شهر خلوت بود گل ها را خریدم و به خانه بازگشتم . دختر کوچکم بیدار بود و به استقبال آمد . همسر مانند همیشه خواب و پسر کوچکم بعد از چند دقیقه بیدار شد .

امروز وقت تنگ است تا دفعه بعد خداحافظ

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 10:25  توسط کیارش یشایائی  |